بی تابان
بارانِ دیده ام همدم شبم یارِ آنچنان است
جان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر برنگردد
ماهم به زیر خاک و دلم درین ظلمت زمانه ست...
ای باران! ای باران! از غصه ام آگاه ای
بزن ام به خاکش ز اشکم نپرسد چرا تنهایی
بگو به خاکم نشین ای ماهی
می باری بر مزارش خوش به حالت که باران ای...
از قطره ات چون شکفد به خاکش سبزه همی
بوی ما هم کشانَد به خاکش ابر باران(*)
کات!
(*): "افشین یداللهی". با صدای سحرانگیز "علیرضا قربانی"
پ.ن:
۱)این روزهای پرملال...دور از ـ حتا ـ دریا.
۲) «...کس و دردِ کس٬خبردار نیه٬ئازیزم»
۳) تق تق...
- کیه؟
:من ام...آ ن ف ل و آ ن ز ا.
۴)آخر: اجابتِ بغض خزان زده ی ما...وارش و طهران و...
۵)عمری ست تا دلت ز اسیران زلف ماست/غافل ز حفظِ جانب یارانِ خود مشو
۶)فروزنده: هی گفتی می گیرمت. می گیرمت... ای تف به این لغت می گیرمت. کی رو می گیری؟ چی رو می گیری؟ من اگه بخوام شوهر کنم، من می گیرمت.(حکم ـ مسعود کیمیایی)
۷)من هم٬گم شده ام...انگار.
۸)چقدر موهای لختش را دوست داشتم وقتی از پله ها ـ دوان ـ پایین می آمد تا جایزه ی تقدیر از "همسران" را دریافت کند! روانش سبز٬"مسعود رسام"!
۹) - زخم٬کاری یه.
:اما من می خوام زنده بمونم!
- باید آروم باشی!
:...
- چی آرومت می کنه؟
:...
- پرسیدم چی الان آرومت می کنه؟
:...صدای "بلانت"
- کی؟
۱۰) خواستم نزدیک شود...نجوا کردم اش:«با تو می گویم...از بزدلی...»
