۱) اول٬بهانه ام گرسنگی بود. اما حالا چه؟...بهانه جویی می کنم.
۲) فیلم«کینه» اذیتم می کند. می آیم بیرون. روح مادر٬شبیه کسی بود. با آن موهای تیره.
۳) جالب است! جدا شده اید و من٬ جدا - جدا می بینمتان.
۴) تمام اینها٬«بازی شب یلدا» ست.
۵) گربه ها٬ می جنگند.
۶) کاغذ را کج گذاشته٬با دست چپ می نوشت.
۷)در آسانسور٬شیرینی سال نو تعارف کرد.
۸) کنسرتهای موسیقی
۹)«چلچراغ» خوب است یا معمولی؟
۱۰)کتاب معرفی نمی کنید؟
۱۱) موهایم کو؟
۱۲) بخواب٬آرام!
۱۳)پنجره را ببند! دیگر بوی سیگار٬رفته.
۱۴)ببخشید! شرکت نفت کیش اینجاست؟
۱۵) «بابل»
۱۶) قسط ماشین
۱۷) «یارم یه یک لا پیرهن٬خوابیده زیر نسترن/ترسم که بوی نسترن٬مست است و هشیارش کند»
۱۸) «هیشکی منو دوس نداره!»
۱۹) جیک جیک مستونت بود/فکر بچه دار شدن و گرون شدن گوشت و برنجت بود؟
۲۰) باور کنید! آنقدر حرف داشتم که... روز شنبه٬چند خطی نوشتم که به نظر جفنگ می آمد و پاره شد. و امروز...
۲۱)فکس.فکس.فکس...اه!
۲۲) بهترین برنامه ی ورزشی سیما٬روزهای یکنواختی را می گذراند. یک مشت جرح و ضرب و لمپن مآبی می بینیم و... همین.
۲۳)هروقت به آرمان شهر من دست یافتید٬آنوقت محق اید در باب لباسهای سگ جنیفرلوپز و پاریس هیلتون حرف بزنید.
۲۴) سلام٬خانم! حال شما؟ مشتاق دیدار! تابستان دوست٬زمستان آشنا! دوست گرامی خوب هستن؟ همچنان وکالت می کنن؟
۲۵) هوای سرد. بریم «اکسون» قهوه بخوریم!
۲۶) دوستی٬عبارات نازمنشانه ی برخی دختران در باب «زارا» و «منگو» را به «زاقارت» و «منگل» تعبیر می کرد(تن آدمی...) عجب!
۲۷) در «اتوبوس شب» (کیومرث پوراحمد) یک دیالوگ موجود است که برایش می میرم.
۲۸) سر راهت می ایستم. نگاه که نکنی٬لااقل اشاره ی مرا به چند پله بالاتر٬درخواهی یافت: از تو زیباتر است. نه؟
۲۹)عاشقانه های ردوبدل شده میان «تهامی» و «حمیدی» در «زیر تیغ»٬من را یاد یک آبگوشت مفصل و چرب انداخت.
۳۰)برایم حرف بزنید! دوری نکنید! دلتنگ٬ولی شاد٬چشم براهم.
کات!
پ.ن:چرا همیشه باید با شما باشم؟