پارادوکس
۱) جدا «اخراجیها» بهترین فیلم از نظر تماشاگران بود؟ این فیلم چه بسا اگر بعنوان یک کار ساده بررسی می شد٬می بایست تشویق می شد. اما وقتی اینهمه درباب ناداوری می شنویم و بعد به تماشای این فیلم ـ که گویی کارگردان ندارد ـ می نشینیم٬هیچ نداریم مگر تعجب. مگر تاسف.
همه٬خندیدیم. خوب و زیاد هم خندیدیم. اما به چه؟ هجو. بازی تکراری «عبدی». دیدید «دیرباز» چه خوب بلد است بد بازی کند؟ دیدید دیالوگها چقدر تکراری و باسمه ای بود؟ دیدید «اوسیوند» بهترین این جمع حرفه ای بود؟...ای کاش «اخراجیها» یک سریال تلویزیونی بود! (من ناامید هستم! مردمی که «گلزار» را عکسباران می کنند٬چه جای شگفتی اگر هشتادوهشت درصد رای موافق به اخراجیها می دهند؟ ما نه ستاره می شناسیم٬نه خود را...)
۲) امروز پنجم اسفند است. روزی که می شد ـ و ای کاش می شد ـ شاد شاد برای غمهای من باشد. اما نشد...در فروردین می گویم چرا.
۳)در صف تله کابین کم مانده است یکنفر بچه دار شود!! من خرده ای نمی گیرم.
کات!
+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 14:14  توسط هامون
