هستی از ما آلت خورده...
برو کنار!...بوی مرگ می دهی. بوی اف و تزویر و تقوا. ابتدای این خیابان٬ یک "لولو" و "دو به هم زن"٬ چای یکی پیرمرد را می دزدند و برخود می ماسانند نوشانوشی دلپذیر...
برو کنار! کاش بوی محو نا می دادی! کاش صدایی می رسید:"همدیگه رو می بینیم." کاش برای جدایی٬"گازشو بگیر" را می راندی و آشوب هجر ات نبود!
برو کنار! برو کنار!...حالم که خوش نباشد٬پندار "دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد."! هه! بفهم!
کات!
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 9:51  توسط هامون
