پاریس
نه آفتاب روشنی٬نه همراهی٬نه تلخی آن قهوه های سه شنبه ها...تو و آن چمدان که کشان ـ کشان٬ پارکت کف منزل را آسیب می رساند. من و فریادها. همسایه ها. دودمان ها.
تو و بغض و دشنام و روسری سپید. تو و عشق. تو و حسرت. به کجا آشکار گشته اید که جایی از برای نهان کردنتان نیست؟
*
"ها"ی سکوت٬بر آینه ی آسانسور:نه. ما٬پلید نبوده ایم.
کات!
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 19:2  توسط هامون
