قهوه فرانسه
"اورشلیم" یه هو زد تخت سینه ی طرف. "شاسوسا" بغض کرد. بعد دوید تا جداشون کنه...هی مُفِشو می کشید بالا و یارو رو آروم میکرد..."اورشلیم" میگفت:«من نمیدونم چرا با هرکی دعوا میکنم٬تو باهاش رفیق میشی!»
کات!
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 20:18  توسط هامون
