تبليغاتX
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه... - دو ضرب در دو

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه...

دو ضرب در دو

راستش٬دیگر دارد برایم عذاب آور می شود. دورم٬خالی. تنها٬افرادی پیش می آیند که یا عجیب در توهم های مالی به سر می برند٬یا می خواهند یک نفع زمینی ببرند٬یا در پی یک جفت گوش همراه هستند ...نمی دانم. پس من کجا می توانم حرفهایم را٬دردها و ـ حتا ـ خوشی هایم را بازگو کنم؟ من و سکوت بیست و هشت ساله ام (باورتان نیست؟)٬خسته ایم. رهایمان نمی کنید؟

 

کات!

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 19:24  توسط هامون