تبليغاتX
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه... - مادر! درک کن!

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه...

مادر! درک کن!

وای٬وای٬وای! تمام٬از من می خواهی تداوم رابطه و آمدوشد با اطرافیان را. باورکن نا ندارم! ذهن٬ مختلِ هرچه فکر نامراد شده. تا این خستگی٬بارِ سنگینش از روح خسته و تنها بردارد...چَشم!

 

کات!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 1:3  توسط هامون