چهارشنبه سوری
بیرون٬می کوبند...من هم با "ترنج" و تنهایی می کوبم. هی! آرام و همنوای اشک! رخِ آتش که دیدی٬ یادِ "زین آتش نهفته که در سینه ی من است/خورشید شعله ای ست که در آسمان گرفت" کن!
کات!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 20:56  توسط هامون
