تبليغاتX
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه... - اقتدار(8)

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه...

اقتدار(8)

"سرکار خانم جویس!

با سلام و صمیمانه ترین تبریکات به مناسبت سال نو و نیز در راه بودن نخستین فرزندتان٬این سومین مرتبه است که برایتان نامه ای می نویسم. البته نمی دانم دلیل بی توجهی تان چیست. فقط برای آخرین بار به شما هشدار می دهم که شرایط روحی فرزندخوانده تان ـ فرانی ـ شدیدا نگران کننده است. او در نیمه های شب٬بلند ـ بلند با خود حرف می زند و شما را دشنام می دهد. او به یکی از دوستانش گفته که فرزند نامشروع شماست و جنابعالی برای رهایی از این رسوایی٬سالها از دیدار او خودداری کرده اید. ضمنا در شب یکشنبه او در حمام در حال استعمال حشیش دیده شده است.

من از صحت و سقم هیچیک از حرفهای فرانی آگاه نیستم. فقط چند خطی پراکنده و ـ گاه ـ بی ربطِ منطقی٬روانه تان می کنم.

 

کات!

پ.ن:کسی غمگین است. تصویرش می خندد اما...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 4:38  توسط هامون