خواهش نامه
نفرین ام بدار
به جامه دران
عاشقانه های تهی
به پویش و سکوت!
آغوشم برو
به کامِ دگران
حرفهای خالی
به فریاد!
من اما
پسینِ سایه
سایه ی گناه
گناهِ پرطعم.
نزدیک که می شوی
بیاغاز
دوباره
رفتنت را!
کام از دوری
مهر از گریه
جاه از مرگ.
*
...مرا بگذار و بگذر!
کات!
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 3:25  توسط هامون