تبليغاتX
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه... - اقتدار(28)

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه...

اقتدار(28)

شادمان باش! شادمانی کن!...ساعتی مانده به نیمه شب٬حکایت بی کسی چنان سوی همه کست می خواند و آن تنها٬چنان از همه کسش رهایی می جوید که نه اشک٬نه فریاد٬جای بر دل و نفس نخواهد داشت...

خیابانهای شهر٬با منِ تنها٬مهربان اند.

 

کات!

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 23:23  توسط هامون