تبليغاتX
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه... - اقتدار(39)

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه...

اقتدار(39)

برهنه٬چشمان نوازشگر آفتاب٬که سر جنگ دارند با این و آن و تنها٬یکی لبخندِ گم٬روانه ی کسی می کنند:« سِر! ما هم تنهاییم.»

راه دور و نوازش٬درهم نمی گنجند. اما٬روان٬آرزوست. که می رود به حوالی شلوغی و وهم.

راهی نو برو! به راه کهنه ی خویش ام. افزونش:لبخند.

 

کات!

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 15:8  توسط هامون