اقتدار(42)
مطمئن باشید سخنی نمی گویم که سوءاستفاده کنید! هرچند شما ـ که تعدادتان به اندازه ی انگشتان هم نیست ـ چه بسا اهل همین تنهایی باشید(دیوار بلند دروغ!):روزی که مُردم٬دریافتم بیش از حد٬خود را ـ و دل دل ها را ـ جدی گرفته ام. تنها یکنفر یادنامه ای نوشت ـ که آنهم تسکینم نداد ـ. دیگری نیز سراغی از نوشته ها گرفت٬که عیان است:نیستیِ نگارنده٬جایی برای نوشته های بعدی قایل نیست. خلاصه آنکه٬آمدیم از دیار باقی مان(تنهایی). عزم یک گپ دو ـ یا سه ـ نفره داشتیم٬که دیدیم همه خواب اند و از جنس مدرنیته دلتنگمان می شوند. خندیدیم و گریستیم و...
*
"پیاله ی آبی کنار سکو
سکسکه ی پرستوی پریشانی در باد
و پرندگانی دیگر٬تشنه به رویای ابری که نخواهد بارید."(۱)
*
خون خشک شده بر لبان.
کات!
۱)سید علی صالحی
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:12  توسط هامون
