اصفهان،نصف جهان
...عق می زنم.
حالم به هم می خورد...حالم از زندگی به هم می خورد...حالم از زندگی مشترک به هم می خورد. حالم از «مرد» (عق می زنم) به هم می خورد.
«ازدواج»: گندابه...صحنه ی تئاتر (لااقل برای شمایان که کم هم نیستید.)
کات!
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 11:45  توسط هامون
|