تبليغاتX
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه... - نیمه شب است...

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه...

نیمه شب است...

هی٬امنِ بودنِ من٬شانه هایت! نیمه شب است. گریه مکن! جانِ غم٬به بغض بسنده کن و شبانه را تارتر از اکنون٬مخواه! گریه مکن!...به تنهایی مان٬که زخم می ریزیم و گریزِ لبخند٬به قاموس مان نیست٬ خرده مگیر! گریه مکن!...

عجب از روی فرداها! چه بسیار خسته! چه به چهر٬پرامید!...طلوع نو٬آنِ من نیست.

گریه مکن!

 

کات!

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 1:14  توسط هامون