تبليغاتX
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه... - با احترام به "سنا"

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه...

با احترام به "سنا"

باشد: من٬تنها. متفاوت (نه از نوع خوب آن). انسانی که از جنس خود می طلبم. ورنه حفظ فاصله٬الزامی ست! انسانی که جمع و شادی را دوست می دارد. اما نه هر جمعی و نه هر نوع شادی. مرده ای که آرامش می طلبد و چون این خفته٬منم٬ بر این و آن گران می آید:چقدر ناهمگون!هه! (بخوانید:«این چرا اینجوریه؟») صبوری و نجابت٬بهانه ای نیک برای تاخت و تاز.(بخوانید:«هرچی رو هرجا نمی گن!») (۱)

...آری٬خواهر من. اینگونه است که تو٬نه آمدنت را سرخوشی٬نه ماندنت را شاکر. این است آخرین خط بی نشانی و بغض...شب آدینه ات که به تنهایی گذشت٬یادی کن از من و غربت و بی کسی ام!

 

کات!

(۱) هرکسی یه ظرفیتی داره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 20:48  توسط هامون